موضوع: "مناسبتی"

  شنبه 22 مهر 1396 18:45, توسط نسیم   , 265 کلمات  
موضوعات: مناسبتی

دوباره ماه عزاداری آقا امام حسین(علیه السلام) از راه رسید،خدا را شکر کردم که امسال هم توفیق شرکت در مجالس آقا را دارم. شب آماده شدم وبه اتفاق خانواده راهی حسینیه شدیم. به درب حسینیه که رسیدیم صدای نوحه خوانی سنتی بگوش میرسید. هنگام ورود زیر لب سلامی دادم و وارد شدیم. در بین جمعیت جایی برای نشستن پیداکردم.

مراسم سنتی “جوش ریختن"بود.(دراین مراسم مردان حاضر در حسینیه در۲دسته سینه زنی قرار میگیرند وبه نوبت هرکدام قسمتی از نوحه ای سنتی را میخوانند؛این نامگذاری بخاطر این بخش از نوحه است:حیدری ام سیاه پوش/بهر حسین زنم جوش…)

بعد از آن هیئت زنجیر زنی وارد حسینیه شد. باهر ضربه ای که بر طبل میزدند قلبم را وادار میکزد ملموس تر بتپد. حس عجیبی بود،انگار حادثه کربلا هم اکنون میخواست اتفاق بیفتد. مداح زمزمه میکرد"یا لیتنا کنا معک"ایکاش باتو بودیم؛ باخودم فکر کردم اگر درکربلا بودم چه میکردم ؟میرفتم یا میماندم؟دوست داشتم بمانم،مسیرحق مشخص بود اما جرات ماندن را…نمیدانم!

به جمعیت نگاهی کردم بعضی انگار دراین وادی نبودند،برای شب نشینی آمده بودند؛ مشغول دیدنایی و پذیرایی از خودشان وبا سرو وضعی…حتی بعضی جوانهای هیئتی هم با اینکه ظاهرشان زیاد بد نبود اما برای عزادار ارباب مناسب نبود. بعضیهای دیگر حال وهوای خوبی داشتند،ارتباط گرفته بودند با ارباب. بحالشان حسرت خوردم، از عزاداریم شرمنده بودم.به خودم امدم: من هم نواقص زیادی داشتم نمیشد فقط بفکر عیب دیگران بود.

اگر باگوش جان میشنیدیم، اگر باعمق وجود وتوجه وارد مراسم میشدیم، اگر باور داشتیم حضرت زهرا(سلام الله علیها) درمجلس حضور داردو خوشامد گوی ماست اینگونه نبودیم.

کاش خداوند توفیق درک صحیح وبهره مندی از این مجالس را به همه عنایت فرماید.

کلیدواژه ها: عزاداری, محرم
 
دانلود مجلات فناوري اطلاعات